نشریه مطالعات پیش دبستان و دبستان یک نشریه علمی تخصصی دسترسی آزاد، و تنها نشریه ایرانی است که منحصراً به حوزه مسائل پیش دبستان و دبستان می پردازد. این نشریه از سال 1392 و با سردبیری سرکار خانم دکتر فرخنده مفیدی آغاز به کار کرده است و تا کنون 11 شماره از آن بصورت چاپی و الکترونیکی منتشر شده است. تلاش برای کودکان، شنیدن درباره آنها و نوشتن و ارتباط با کسانی که شایستگی خدمت به کودکان را دارند، از امور اساسی و اهداف بسیاری از نظام های آموزشی دنیاست. انتشار نشریه علمی مطالعات پیش دبستان و دبستان گام نخست و بسیار مهمی در زمینه شناخت مطالب علمی درباره این دوره های سازنده است. هدف اساسی و عمده این نشریه علمی در کنار دسترسی دانشجویان، علاقمندان و دوستداران کودکان پیش دبستانی و دبستانی، ارتقای سطح دانش، معرفی نوآوری های علمی، پایان نامه ها، رساله ها و مقاله های علمی ارزشمند اساتید رشته های علوم تربیتی و مرتبط با کودکان است.
چکیده مطابق با شواهد و آمارها، بازیهای دیجیتالی در بین دانشآموزان نسل اینترنت از محبوبیت ویژهای برخوردارند. پژوهشهای انجام شده از نقش مؤثر بازیهای دیجیتال در غنیسازی اوقات فراغت و محیطهای رسمی آموزش و یادگیری حمایت میکنند. باتوجهبه رویکرد ارزشیابی برای و بهعنوان یادگیری و واقعیتر بودن نتایج سنجش نهانی، این پژوهش باهدف تعیین تأثیر بازیوارسازی با رویکرد سنجش نهانی در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دوم دبستان در درس علومتجربی و با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل و به روش شبهآزمایشی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشآموزان پسر پایه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 است. با روش نمونهگیری هدفمند دو مدرسه و دو کلاس بهعنوان نمونه انتخاب شده، یکی از کلاسها بهعنوان گروه کنترل و کلاس دیگر بهعنوان گروه آزمایش که بازیوارسازی را بهعنوان متغیر مستقل دریافت کردهاند. ابزار جمع آوری دادهها از نوع آزمون محقق ساخته پیشرفت تحصیلی است که اعتبارآن با توجه به نظر متخصصان و جدول هدف محتوا تأیید و اعتمادپذیری آن نیز از طریق روش کودر و ریچاردسون محاسبه شده است. بهمنظور تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شده است. یافتهها حاکی از تأثیر بازیوارسازی در قالب معرفی سنجش نهان در بهبود یادگیری و پیشرفت در درس علومتجربی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل دارد.
چکیده دانش آموزان با نیازهای ویژه، افرادی را شامل می شوند که مشکلات و ناتوانی هایی دارند که یادگیری آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف این مقاله، معرفی طراحی آموزشی مبتنی بر بازی وارسازی در سنجش پنهان کلاسی به عنوان رویکردی جدید برای آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه است. بازی وارسازی با گنجاندن عناصر طراحی بازی در فعالیت های یادگیری و سنجش ، تجربیات آموزشی شخصی، جذاب و در دسترس را ارائه می دهد. روش این پژوهش، از نوع توصیفی- تحلیلی است و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است. یافته های این پژوهش، به بررسی مزایای بازی وارسازی برای سنجش کلاس درس به صورت پنهان ، مانند مسیرهای یادگیری سفارشی و توسعه مهارتهای اجتماعی در فرایند تدریس ویادگیری می پردازد، اما به چالشهایی مانند تخصیص منابع، آموزش معلمان، هزینه و دانش طراحی نیز به طور مفصل اشاره می کند. همچنین به معرفی یک مدل پویا برای طراحی موثر آموزش و سنجش در این راستا و ارائه ی راهبرد هایی به منظور طراحی بهتر فعالیت ها پرداخته می شود. با توجه به یافته های بدست آمده ، انتظار می رود که سنجش پنهان مبتنی بر بازی وارسازی در آموزش ویژه، نویدبخش ایجاد محیط تعاملی و حمایتی برای افزایش کیفیت یادگیری و سنجش کلاسی باشد، مشروط بر اینکه از راهبرد های مناسب طراحی استفاده شود.
با توجه به یافتههای بدست آمده، انتظار میرود که تشخیص داده شود، برای بازیهای وارسازی در ویژه، نویدبخش ایجاد محیطی و حمایتی برای افزایش کیفیت و سنجش کلاسی باشد، مشروط برای اینکه از راهبردهای مناسب طراحی استفاده شود.
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر محرکهای نشانهای فراشناختی و فعالیت مولّد بر صحت نظارت، صحت تنظیم و عملکرد دانشآموزان بود. روش پژوهش از نوع شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پس آزمون و گروه کنترل، و جامعهی آماری شامل دانشآموزان پسر پایۀ ششم شهرستان تهران بود. برای این منظور 58 دانشآموز به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گماشته شدند. در پیشآزمون، شرکتکنندگان پس از مطالعۀ متن امتحانی، نمرۀ خود را در امتحان پیشبینی کرده و پاراگرافهایی که نیازمند مطالعه مجدد بود را مشخص کردند. سپس آزمونی از محتوای متن گرفته شد تا صحت پیشبینیها و عملکرد شرکتکنندگان مشخص گردد. در پسآزمون نیز روند کار به همین ترتیب بود با این تفاوت که پس از مطالعۀ متن، گروه آزمایش اول، محرکهای نشانهای فراشناختی را دریافت کرد، گروه آزمایش دوم اقدام به خلاصهبرداری از متن (فعالیت مولّد) نمود و گروه کنترل تنها به مطالعۀ متن پرداخت. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد نمرات صحت نظارت، صحت تنظیم و عملکرد در گروه آزمایش دوم (فعالیت مولّد)، نسبت به گروه کنترل در پسآزمون، به طور معناداری بالاتر بود (05/0p≤) اما بین گروههای آزمایش و بین گروه دریافتکنندۀ محرکهای نشانهای با گروه کنترل در متغیرهای وابسته تفاوت معناداری مشاهده نگردید (05/0p>). این یافتهها نشان میدهد که تدارک فعالیتهای مولّد متناسب با محرکهای نشانهای مختص هر نوع یادگیری، میتواند بازخورد عینی از میزان یادگیری را برای دانشآموزان فراهم آورده و بدین ترتیب صحت نظارت، صحت تنظیم و عملکرد آنها را افزایش دهد.
چکیده در حال حاضر قلدری در مدارس یک پدیده همهگیر است که میلیونها دانشآموز را تحت تأثیر قرار میدهد؛ بنابراین شناسایی متغیرهایی که به طور مستقیم و غیرمستقیم بر روی قلدری تأثیر دارند، لازم و ضروری است، بر همین اساس هدف از پژوهش حاضر شناسایی نقش واسطهای همدلی در رابطه بین هوش اخلاقی و سازگاری اجتماعی بر قلدری دانش آموزان پسر دوره دوم مقطع دبستان شهر اصفهان بود. روش مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی (مدل معادلات ساختاری) و جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره دوم مقطع دبستان شهر اصفهان در سال تحصیلی 1400-1401 بود که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای از بین نواحی ششگانه آموزشوپرورش شهر اصفهان دو ناحیه 5 و 3 و سپس از بین مدارس پسرانه دوره دوم مقطع دبستان این دو ناحیه 12 مدرسه (هر ناحیه 6 مدرسه) انتخاب که درمجموع با احتساب ریزش آماری 320 دانشآموز به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش عبارت بودند از مقیاس قلدری ایلی نویز هولت و اسپلاگه (2001)، پرسشنامه همدلی دیویس (1983)، مقیاس سازگاری اجتماعی کودکان سینها و سینگ (1993) و پرسشنامه هوش اخلاقی کیل و لینیک (2007). نتایج نشان داد که هوش اخلاقی بر قلدری همدلی تأثیر ندارد 356/0- (118/0=P)؛ اما سازگاری اجتماعی و همدلی بر قلدری تأثیر معناداری دارند 074/0- (000/0=P) دارند. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که همدلی در رابطه بین هوش اخلاقی و سازگاری اجتماعی بر قلدری نقش واسطهای بر عهده دارد. در نتیجه مشاوران مدارس با آموزش همدلی به دانش آموزان پسر میتوانند به پیشگیری از قلدری و پیامدهای آن کمک نمایند.
چکیده آزمون بینالمللی پرلز از معتبرترین ابزارهای سنجش مهارت خواندن در دانشآموزان ابتدایی است و نتایج متفاوت کشورها در سالهای اخیر، لزوم بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت دانشآموزان را نشان میدهد. این پژوهش با هدف تحلیل نظاممند نتایج مطالعات انجامشده درباره مداخلات آموزشی مؤثر بر بهبود مهارت خواندن دانشآموزان پایه چهارم انجام شد. طرح پژوهش از نوع مرور نظاممند بود و جامعه آماری شامل کلیه مقالات علمی منتشرشده در پایگاههای اسپرینگر ، ساینسدایرکت ، سایبرلنینکا ، نورمگز و اریک طی دهه اخیر بود. با استفاده از جستوجوی هدفمند و اعمال معیارهای ورود و خروج، مطالعات واجد شرایط انتخاب و بر اساس نوع مداخله، روش پژوهش، جامعه آماری و شاخصهای سنجش درک مطلب تحلیل شدند. ابزار گردآوری دادهها فهرست وارسی مطالعات منتخب بر اساس الگوی پریزما (موهر و همکاران ، 2009) بود و دادهها با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی شدند. نتایج نشان داد که مداخلات مبتنی بر آموزش استراتژیهای استنباط، تعامل مؤثر معلم و دانشآموز، و استفاده از فناوریهای یادگیری دیجیتال بیشترین تأثیر را بر بهبود مهارت خواندن و نتایج آزمون پرلز داشتند. همچنین، استمرار مداخله، رویکرد سازندهگرایی در طراحی آموزش، و مشارکت فعال دانشآموزان با ارتقای درک مطلب رابطه مثبت داشتند. بر اساس این یافتهها، مرور نظاممند حاضر میتواند با ارائه شواهد تجربی، راهنمایی عملی برای معلمان، مدیران و سیاستگذاران آموزشی در طراحی برنامههای ارتقای سواد خواندن در دوره ابتدایی فراهم آورد.
چکیده محیط اولیه زندگی از طریق کیفیت تعاملهای والد-کودک در سنین پیش از دبستان تاثیرات چشمگیری بر تحول دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش فرزندپروری رفتاری بر رشد اجتماعی، پرخاشگری و عزتنفس کودکان 3-6 سال است. در این پژوهش نیمهآزمایشی 16 نفر از مادران کودکان 3-6 سال از مهدکودکهای شهر مشهد، به صورت روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای گرفتند که اعضای گروه آزمایش، در هفت جلسه آموزش فرزندپروری رفتاری شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه رشداجتماعی وایلند (دال، 1953)، پرسشنامه پرخاشگری کودکان پیشدبستانی (واحدی و همکاران، 1387) و پرسشنامه عزتنفس (عزیزی مقدم، 1386) بود. دادههای حاصل به وسیله آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره و تحلیل کواریانس تکمتغیره تحلیل شد. برای تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از نرمافزار SPSS نسخه22 استفاده گردید. نتایج نشان داد که آموزش فرزندپروری رفتاری بر رشداجتماعی، پرخاشگری و عزتنفس کودکان 3-6 سال تأثیر دارد (0/01>p و 605/56 =F). بنابراین آموزش فرزندپروری رفتاری، سبک فرزندپروری مثبت والدین را افزایش میدهد و به دنبال آن موجب میشود تا مهارتهای اجتماعی و روانشناختی کودکان افزایش یابد.
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه تربیت اخلاقی در برنامه درسی هدیدهای آسمان از دیدگاه معلمان با تاکید بر مهارت های تفکر و تعقل، نقد و ارزیابی، مسئولیت شناسی اجتماعی و عمل گرایی می باشد. روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان زن و مرد پایه پنجم و ششم ابتدایی شهرستان های شمال استان آذربایجان غربی(چایپاره، ماکو و پلدشت) می باشد که تعداد 136نفر از معلمان بر اساس جدول مورگان وکرجسی با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر اساس دو متغیر جنسیت و پایه تحصیلی انتخاب و از پرسشنامه محقق ساخته 40 سوالی بر مبنای طیف پنج گزینه ای لیکرت برای جمع آوری داده ها استفاده شد. در تجزیه و تحلیل داده ها از آمارهای توصیفی و آزمون فریدمن و تی مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که در هر دو پایه پنجم و ششم مولفه های مسئولیت شناسی اجتماعی و عمل گرایی به ترتیب بیشترین وکمترین اهمیت را دارند. از دید معلمان زن و مرد پایه پنجم در رابطه با مولفه تفکر و تعقل، نقد و ارزیابی و عمل گرایی تفاوت معناداری وجود ندارد ولی در رابطه با مولفه مسئولیت شناسی اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد. به همین سان از دید معلمان زن و مرد در پایه ششم در رابطه با مولفه نقد و ارزیابی و عمل گرایی تفاوت معناداری وجود ندارد اما در رابطه با مولفه های تفکر و تعقل و مسئولیت شناسی اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد. درکل می توان گفت که آشنایی و آگاهی دانش آموزان از مسئولیت اجتماعی شان در محتوای مطالب بیش تر مورد تاکید بوده، ولی عمل گرایی(نمود در رفتار) به عنوان بالاترین سطح تفکر اخلاقی، از سطح مطلوبی برخوردار نبوده است.
چکیده اهمیت آموزش محیط زیست به خوبی در سطح جهان در میان جوامع شناخته شده است در این میان، دوران کودکی اهمیت زیادی در ایجاد نگرشهای محیط زیستی دارد و آموزش محیط زیست در این دوران، راهی برای پرورش نگرشهای محیطزیستی در انسان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازیهای رایانهای بر آموزش مفاهیم مدیریت پسماند به کودکان پیشدبستانی است. روش پژوهش حاضر نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیۀ کودکان مقطع پیشدبستانی بهاران در سال تحصیلی 93-1392 بود. نمونهی آماری 30 کودک مقطع پیشدبستانی بودندکه با روش تصادفی انتخاب شدند و بهطور تصادفی به دو گروه تقسیم گردیدند ( 1 گروه آزمایش، 1 گروه کنترل). ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته در سه بعد دانش، نگرش، و رفتار مدیریت پسماند است که بعد از تعیین روایی و محاسبه پایایی آن (80/0) با همراهی مربیان و تصاویر در برگیرنده مفهوم سوال مورد پرسش به وصورت جداگانه کودکان مورد پرسش قرار گرفتند. مرحله اول قبل از شروع دوره آموزشی به عنوان پیشآزمون و در مرحله دوم پس از اتمام دوره آموزشی به عنوان پسآزمون مورد بررسی قرار گرفت. دادهها به کمک آمار توصیفی و استنباطی و آزمـون تی گروههای مستقل تجزیه و تحلیل گردید. نتایج بهدست آمده از آزمون فرضیهها نشان داد که سطح معنیداری برای متغیر دانش (03/0>P)، نگرش (001/0>P) و رفتار طرفدار مدیریت پسماند (001/0>P) به دست آمد که از 05/ کوچکتر میباشد در نتیجه فرضیات پژوهش مبنی بر اثربخشی بازیهای رایانهای در آموزش محیطزیست به کودکان مقطع پیشدبستان تائید میگردد. با توجه به اثربخشی بازیهای رایانهای در آموزش مفاهیم پسماند میتوان اقدام به تولید گسترده این دسته از بازیها برای آموزشهای محیطزیستی نمود و از فواید آن بهره جست.
چکیده هدف از این پژوهش بررسی چالشهای اساسی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات از دیدگاه معلمان مقطع ابتدایی می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و روش انجام آن توصیفی- و از نوع زمینهیابی است. جامعه مورد مطالعه در این تحقیق کلیه معلمان مقطع ابتدایی ناحیه دو شهر تهران در سال تحصیلی93-94 میباشند که از میان آنها با روش نمونهگیری هدفمند، تعداد 265 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته شامل 40 سوال بود. به منظور تعیین روایی از نظر استادان و کارشناسان آموزش و پرورش استفاده گردید. میزان پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ و با استفاده از نرمافزار spss معادل 92/0 تعیین گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها و شناسایی چالشها از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که چالشهای فراروی مدارس ابتدایی در حوزهی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات شامل: ضعف تجهیزاتی – فنی، ضعف فرهنگی، ضعف انگیزشی- آموزشی معلمان، ضعف زیرساختهای مدیریتی و برنامهریزی و ضعف مالی و اقتصادی میباشد.بنابراین مدارس ابتدایی باید با سیاستگذاری مناسب با این چالش ها مقابله کنند .
سلمان آخش، علی حسینی خواه، عفت عباسی، نعمت الله موسی پور
چکیده هدف از انجام این پژوهش "آسیبشناسی وضعیت آموزش و برنامه درسی پیش از دبستان در ایران " است. این پژوهش در قالب رویکرد کیفی و به روش پدیدار نگاری انجامشده است. جامعه هدف در این پژوهش عبارتاند از کلیه مراکز پیشدبستانی که از این تعداد 15 مرکز پیشدبستانی از استانهای تهران، البرز و کهگیلویه و بویراحمد به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده که محقق از طریق آن برای شناسایی آسیبها و مشکلات دوره پیش از پیش از دبستان به جمعآوری اطلاعات از مربیان و مدیران اقدام نموده است. یافتههای پژوهش نشان داد که مهمترین آسیبهای موجود دوره پیش از دبستان، مربوط به مدیریت کلان پیش از دبستان، برنامه درسی دوره پیش از دبستان، نیروی انسانی پیش از دبستان، وضعیت حقوقی پیش از دبستان و آسیبهای مربوط به محیط خانواده و والدین بوده است که هرکدام از این آسیبهای کلان خود نیز به زیر مقولههایی تقسیمشدهاند که در ادامه به آن پرداختهشده است.
چکیده هدف از انجام این تحقیق «طراحی الگوی برنامه درسی کارآفرینی برای کودکان پیش از دبستان و ارزشیابی آن از دیدگاه متخصصان برنامه درسی، کارآفرینی و مربیان» است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی؛ به لحاظ ابزار از نوع ارزشیابی و روش انجام آن، زمینهای است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه متخصصان برنامهریزیدرسی و متخصصان کارآفرینی شاغل در دانشگاههای دولتی شهر تهران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران و مربیان شاغل در مراکز پیش از دبستان شهر تهران است که در دوره تربیت مربی کودک در مرکز جهاد دانشگاهی تهران در سال 92-93 شرکت کردهاند. حجم نمونه با استفاده از روش نمونهگیری طبقهبندی شده و در مجموع 208 نفرانتخاب شد. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه محقق ساخته است که بر اساس الگوی برنامه درسی کارآفرینی طراحی و برای تجزیه و تحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی و آمار استنباطی (خی دو) استفاده شده است. برای طراحی الگوی برنامه درسی کارآفرینی ابتدا مولفههای کارآفرینی شامل سه مولفه دانش، نگرش و مهارت استخراج و عناصر برنامه درسی شامل اهداف، محتوا، روش تدریس و روش ارزشیابی، بر اساس هر مولفه تنظیم گشت. نتایج کلی تحقیق نشان داد که: بر اساس الگوی برنامه درسی طراحی شده در این تحقیق، منظور از کارآفرینی برای کودکان پیش از دبستان فقط آموزش کسب و کار نیست، بلکه کارآفرینی به عنوان یک نگرش و سبک زندگی، در قالب الگوی برنامه درسی کارآفرینی و بر پایه سه مؤلفه اصلی دانش، نگرش و مهارت کارآفرینی برای کودکان پیش از دبستان طراحی شده و محورهای اصلی آن براساس و یژگی های رشدی کودکان از قبیل: خلاقیت، تمایل به کار و تلاش مستمر، کنجکاوی، پویایی و فعالیت مداوم، مثبت اندیشی، استقلال طلبی، میل به موفقیت و مسئولیت پذیری تنظیم شده است. همچنین نتایج ارزشیابی الگو براساس نظر متخصصان کارآفرینی، برنامهریزان درسی و مربیان درباره الگوی طراحی شده، مناسب بوده و آن را تایید کرده است. لذا براساس یافتههای این تحقیق، آموزش کارآفرینی در قالب الگوهای برنامه درسی، از سنین قبل از دبستان، جهت زمینه سازی و پرورش کودکانی خودشکوفا، کارآمد و مستقل پیشنهاد شده است
چکیده متأسفانه استفاده از درس هنر در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان در مدارس کشور ما بر خلاف مدارس کشورهای پیشرفته در ما کارنامه خوبی ندارد. یکی از نتایج سیستم فعلی آموزشی از بین رفتن استعدادها و خلاقیتهای هنری دانش آموزان بویژه در دوران ابتدایی است. در توجیه این امر میتوان گفت که هنوز جایگاه هنر و نقش پرورشی آن برای معلمان و مدیران مدارس روشن نیست، وگرنه به آن توجه بیشتری میشد. برای تحقیق در این مورد به موانع اجرای درس هنر از دیدگاه معلمان دوره ابتدایی در نواحی ششگانه شهر اصفهان پرداخته شد . نمونه آماری در این پژوهش 356 نفر از معلمان ابتدایی شاغل در شهر اصفهان در سال 92-1391 بودند که به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب با حجم با توجه به جنسیت انتخاب شدند. روش پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی انتخاب گردید. در این پژوهش از یک پرسشنامهی محقق ساخته ی 45 سؤالی استفاده شده است. این پرسشنامه دارای روایی صوری و محتوایی بوده و پایایی آن به روش ضریب آلفای کرانباخ 871/0 به دست آمد. داده های حاصل از این پژوهش به وسیلهی آزمونهای t تک نمونهای، t برای دو نمونهی مستقل و( F ) تجزیه و تحلیل واریانس تحلیل گردید. نتایج تجزیه و تحلیلهای آماری نشان داد که نگرش منفی معلمان، کمبود معلم متخصص، عدم آشنایی معلمان با روشهای مناسب تدریس، فقدان امکانات مناسب و ارزشیابی نامناسب از درس هنر، بیشتر از حد متوسط؛ عدم آگاهی مدیران مدارس از نقش هنر در حد متوسط؛ بیتوجهی برنامه ریزان و مسئولین، و بیاطلاعی اولیای دانشآموزان از اهمیت درس هنر، کمتر از حد متوسط مانع اجرای درست درس هنر میشوند.
چکیده پژوهش به منظور مقایسه مهارتهای اجتماعی کودکان چهار تا پنج سال پیش دبستانی شهرستان ایوان غرب (استان ایلام) صورت گرفت. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری کودکان گروه سنی چهار تاپنج سال مهد کودکهای شهرستان ایوان غرب در سال تحصیلی 94-1393بود. روش نمونه گیری خوشهای تک مرحلهای بود که تعداد380 کودک بر اساس فرمول تعیین حجم خوشههای کوکران به صورت تصادفی در 30 خوشه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه مهارتهای اجتماعی (اکرز و سدجو، 1992) است. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 71/0 به دست آمد. دادهها از طریق آمارتوصیفی و استنباطی (آزمونt مستقل و tتک نمونهای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که نمرات مهارتهای اجتماعی دارای توزیع نرمال است. همچنین نتایج آزمون آماری t مستقل نشان داد که میانگین نمرات دختران در مهارتهای اجتماعی (57/14) به صورت معنیداری بیشتر از میانگین نمرات پسران (78/13) است. همچنین میانگین نمرات مهارتهای اجتماعی در کودکان پیش دبستانی بیشتر از میانگین فرضی جامعه (5/0) بود. به عبارتی، نتایج حاکی از توانایی بیشتر کودکان در مهارتهای اجتماعی نسبت به نمره ملاک است. با توجه به پایین بودن مهارتهای اجتماعی پسران در مقایسه با دختران، برنامههایی برای آموزش این مهارتها به پسران پیش از ورود به مدرسه طرح ریزی و اجرا شود.
چکیده آموزش خانواده علاوه بر اینکه زمینهساز تربیت هماهنگ خانه و مدرسه میباشد میتواند معلومات و آگاهیهای اولیای دانشآموزان را در زمینه مسایل تربیتی و مراحل مختلف رشد فرزندان افزایش دهد، تا بدین وسیله ضمن پیشگیری از بروز ناهنجاریهای رفتاری و روانی در فرزندان، زمینه شکوفایی استعدادهای بالقوه آنان نیز فراهم شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تعیین نیازهای آموزشی اولیای دانشآموزان دوره ابتدایی در زمینه مسایل تربیتی فرزندان صورت گرفت. با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش روش پژوهش غیرآزمایشی و از نوع پیمایشی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران و مدرسین دورههای آموزش خانواده و همچنین اولیای دانشآموزان مدارس ابتدایی تابعه اداره کل آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران بودند که نمونهای به تعداد 310 نفر از اولیای دانشآموزان، 24 نفر مدرس دوره و 28 نفر مدیر دوره با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای از مناطق شهرستانهای تهران انتخاب شدند. به منظور جمعآوری دادههای این پژوهش از پرسشنامه محققساخته و فرمهای مصاحبه استفاده به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی (درصد، فراوانی، میانگین) و آمار استنباطی (آزمون کلموگروف-اسمیرنوف و آزمون t) استفاده گردید. نتایج تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که مقدار t در سطح 01/0>P معنادار بود. نتایج پژوهش نشان دادکه از نظر اولیای دانشآموزان، مدیران و مدرسین دورهها، محتوای آموزشی دورههای آموزش خانواده تا اندازه زیادی با نیازهای آموزشی اولیای دانشآموزان دوره ابتدایی در زمینه مسایل تربیتی فرزندان انطباق و هماهنگی داشته است و همچنین محتوای آموزشی دورههای آموزش خانواده همه نیازهای آموزشی والدین را در بر نمیگرفت. نیازهای دیگر آموزشی والدین دانشآموزان دوره ابتدایی عبارت بودند از: نحوه ارتباط والدین با کودکان، آشنایی با کتابهای مناسب کودکان، شناخت نیازهای جسمانی و روانی کودک و چگونگی تامین آنها، چگونگی تامین سلامت جسمانی و روانی کودکان، اصول تغذیه کودکان. با توجه به اینکه محتوای آموزشی دورههای آموزش خانواده همه نیازهای والدین را در برنمیگرفت، لازم است که مدرسان آموزش خانواده علاوه بر آموزش سرفصلهای مصوب، طبق یک نظرخواهی در ابتدای دوره، نیازهای دیگر والدین را نیز شناسایی نموده و بر آن اساس برنامه آموزش خود را تنظیم و ارایه نمایند.