دوره و شماره: دوره 1، شماره 1، پاییز 1394 

اثربخشی آموزش همدلی بر زورگویی کودکان 6-4 سال در مراکز پیش از دبستان

صفحه 1-29

https://doi.org/10.22054/soece.2015.2543

ابراهیم بنی اسدی، احمد برجعلی، فرخنده مفیدی، فاطمه بنی اسدی

چکیده هدف: پژوهش حاضر باهدف شناخت میزان اثربخشی برنامه‌ی آموزش همدلی بر زورگویی کودکان 6-4 ساله مراکز پیش از دبستان انجام شد. طرح پژوهشی از نوع طرح‌ (پیش‌آزمون، پس‌آزمون، پیگیری) با گروه کنترل و آزمایش یا طرح بین گروهی بود. بر اساس نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای یک مرکز پیش‌دبستان ضمیمه‌ی مدارس ابتدایی انتخاب شد و سپس با اجرای چک‌لیست ارزیابی کودک زورگو توسط مربی، 30 کودکی که در برهه‌ی دوماهه، بیش از یک یا دو بار زورگویی کرده بودند، مشخص و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آموزش همدلی برای 8 جلسه‌ی 45 دقیقه‌ای در گروه آزمایش اجرا شد. میزان رفتارهای زورگویانه افراد دو گروه قبل و پس از آموزش با مقیاس ارزیابی رفتار زورگویی با پرسشنامه « زورگو/زور پذیر الویوس» اندازه‌گیری شد. آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش مهارت همدلی توانست رفتارهای زورگویانه ی کودکان را کاهش دهد. همچنین یافته‌های این پژوهش نشان داد آموزش مهارت همدلی در مرحله‌ی پیگیری (45 روز پس از قطع آموزش) پایدار است یعنی اثربخشی در مطالعه‌ی پیگیری حفظ‌شده است؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که آموزش همدلی در کاهش زورگویی مؤثر است.

بررسی تعیین معنا و تاثیرتکلیف یادگیری در رابطه بین مهارتهای یادگیری با پیشرفت تحصیلی (مطالعه ایی به روش دلفی)

صفحه 30-60

https://doi.org/10.22054/soece.2015.2544

بهرام صالح صدق‌پور، مجید ابراهیم دماوندی، زهرا تقوی

چکیده هدف پژوهش حاضر تعیین معنا و تاثیر تکلیف یادگیری در رابطه بین مهارتهای یادگیری با پیشرفت تحصیلی بوده است. این مطالعه به روش دلفی انجام شده است. جامعه پژوهش حاضر کلیه متخصصان یا خبرگان زیر مجموعه علوم تربیتی، که درباره تکلیف یادگیری صاحب نظر بوده اند، را شامل می شدند. انتخاب نفر اول پژوهش با روش نمونه گیری نظری بوده و برای انتخاب نفرات بعدی از روش نمونه گیری شبکه ایی (گلوله برفی) استفاده شد. حجم نمونه 8 نفر از خبرگان علوم تربیتی بوده است. ابزار استفاده شده در این پژوهش مصاحبه ساختارنایافته بوده است. یافته های پژوهش حاضر به صورت معنایی از تکلیف یادگیری تحت عنوان اکتشافی-نظام مند تعریف شده است. این نوع از تکلیف یادگیری، می تواند رابطه بین مهارتهای یادگیری و پیشرفت تحصیلی را سرعت بخشد و از سویی دیگر می تواند به صورت یک متغیر میانجی (واسطه) در این رابطه نقش داشته باشد به این معنا که با وجود این نوع از تکلیف مهارت می تواند بر پیشرفت تحصیلی موثرتر باشد.

نگرش‌های محیط زیستی کودکان پیش از ‌دبستان پنج و شش ساله شهر مشهد (نتایج یک مطالعة کیفی)

صفحه 60-90

https://doi.org/10.22054/soece.2015.2602

حسین میبودی، سید محمد شبیری، اکرم‌الملوک لاهیجانیان، سحر رشید

چکیده شکل‌گیری نگرش، ارزش‌ها، تعهد و مهارت‌های مورد نیاز برای حفظ و پشتیبانی محیط زیست در افراد از سنین پایه آغاز می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی دلایل نگرش‌های محیط زیستی کودکان پیش‌دبستانی (پنج و شش سال) انجام شد که شامل الگوهای مصرف، حفاظت از محیط زیست، بازیافت، استفاده مجدد و روش‌های زندگی می‌باشد. جامعه آماری همه کودکان پنج و شش سال شهر مشهد بودند. در این پژوهش به سبب مشکلات مربوط به همکاری مسئولان مهدکودک و والدین، از روش نمونه‌گیری در دسترس استفاده شد و پس از انتخاب سه مهدکودک، 40 نفر از کودکان پنج و شش سال انتخاب شدند. یافته‌های مربوط به نگرش از طریق مصاحبه حاصل شد که سؤالات آن از پرسشنامه استاندارد موراک اقتباس شده است. نسخه اقتباس شده از پرسشنامه با تصاویر طراحی شده توسط پژوهشگر حمایت شد که به طور واضح هر یک از سؤالات را معرفی می‌کرد. روش تجزیه و تحلیل یافته‌ها، تحلیل محتوای متن مصاحبه و اتوبیوگرافی بوده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در بیشتر موارد، نگرش‌های انسان‌محورانه قوی‌تر از نگرش‌های طبیعت‌گرایانه می‌باشد و همچنین در مورد بعضی از مفاهیم مانند مفهوم بازیافت، کودکان هیچ ایده‌ای نداشتند. مهدکودک‌ها به عنوان فضایی که کودکان ساعت‌های زیادی از طول روز خود را در مهم‌ترین سنین الگوپذیری و آموزش‌پذیری در آن سپری می‌کنند، می‌توانند به عنوان یکی از مهم‌ترین فضاها برای تغییر نگرش‌های محیط زیستی کودکان در نظر گرفته شوند.

اثربخشی حضور دانش‌آموز ابتدایی در منطقۀ عمل معلم بر میزان یادگیری و یادداری درس ریاضی

صفحه 90-120

https://doi.org/10.22054/soece.2015.2604

محمدحسین خانی، محسن محمدی

چکیده هدف این پژوهش، بررسی میزان اثربخشی حضور دانش‏آموزان ابتدایی در منطقۀ عمل معلم بر میزان یادگیری و یادداری درس ریاضیات پایۀ پنجم ابتدایی بود. برای رسیدن به این هدف، از روش آزمایشی و از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعۀ این پژوهش تمامی دانش‏آموزان پسر پنجم ابتدایی شهرستان باشت و نمونه 32 نفر از این جامعه بود که از طریق نمونه‏گیری خوشه­ای انتخاب شدند و در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند. برای هر دو گروه پیش آزمون، پس آزمون و آزمون یادداری که هر کدام حاوی 20 سؤال هم ارز چهارگزینه­ای محقق ساخته بود اجرا شد. در طی آموزش درس ریاضیات، دانش‏آموزان گروه آزمایش در منطقۀ عمل معلم و دانش‏آموزان گروه کنترل در مناطق دیگر کلاس بر روی صندلی‏ها نشسته بودند. برای تحلیل داده‏ها دربخش آمار توصیفی، شاخص­هایی نظیرمیانگین و انحراف استاندارد نمرات، مورداستفاده قرارگرفت و دربخش آماراستتنباطی و برای بررسی فرضیۀ پژوهش ازآزمون تحلیل کوواریانس بهره گرفته شد. نتایج بدست آمده نشان داد دانش‏آموزانی که در منطقۀ عمل قرار دارند نتنها نمرۀ بهتری در ریاضیات کسب می­کنند بلکه میزان یادداری آن‏ها در مقایسه با دانش‏آموزانی که در مناطق دیگر قرار دارند بیشتر است.

مقایسه‌ی عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در مادران دختران ناشنوا و شنوا

صفحه 120-140

https://doi.org/10.22054/soece.2015.2605

سجاد علمردانی صومعه، محمد نریمانی

چکیده مادرانِ کودکان ناشنوا مشکلاتِ روانی، اجتماعی و سازگاری بسیار زیادی در مقایسه با سایر والدین کودکان استثنایی دارند، با توجه به این موضوع، هدف این پژوهش، مقایسه‌ی عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در مادرانِ دخترانِ ناشنوا و شنوا بــود. روش این پژوهش علّی مقایسه‌ای است. جامعه‌ی آماری این پژوهش را کلیه‌ی مادرانِ دخترانِ ناشنوایی که فرزند آن‌ها در مدارس ابتدایی استثنایی شهر تبریز در سال 93-92 مشغول تحصیل هستند، تشکیل دادند. تعداد 25 نفر مادرِ دختر ناشنوا و 25 نفر مادرِ دختر شنوا که به روش نمونـه‌گیری تصـــادفی ساده انتخاب شده بودند، به پرسش­نامه ها پاسخ دادند، برای تحلیل داده‌ها نیز از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین دو گروه مادرانِ دانش آموزانِ دخترِ ناشنوا و شنوا، از نظر عدم تحمل بلاتکلیفی، تفاوت معناداری وجود دارد، به این صورت که میانگین نمرات عدم تحمل بلاتکلیفی در مادرانِ دخترِ ناشنوا بالاتر از مادرانِ دخترِ شنوا بود. همچنین در متغیر تنظیم هیجان، بین مادرانِ دانش آموزانِ دخترِ ناشنوا و شنوا تفــاوت معناداری مشاهده شد. این نتایج لزوم اثر پذیری شناخت عمیق دانش آموزان ناشنوا و به ویژه والدینشان را آشکار کرده و می‌تواند تلویحاتی برای برنامه­ریزی‌های مناسب برای آموزش و پرورش استثنایی داشته باشد تا با برنامه ریزی صحیح و دادن خدمات مشاوره‌ای مناسب و ایجاد فضای حمایتی(اجتماعی و روانی) هم برای دانش آموزان ناشنوا و هم والدین آن‌ها، سعی شود که برای آن‌ها محیط‌هایی فراهم کرد که بتوان در این محیط اهداف خود را پیگیری کنند.

طراحی الگوی برنامه درسی کارآفرینی برای کودکان پیش از دبستان و ارزشیابی آن از دیدگاه متخصصان برنامه درسی، کارآفرینی و مربیان

صفحه 140-160

https://doi.org/10.22054/soece.2015.2606

بتول سبزه

چکیده هدف از انجام این تحقیق «طراحی الگوی برنامه درسی کارآفرینی برای کودکان پیش از دبستان و ارزشیابی آن از دیدگاه متخصصان برنامه درسی، کارآفرینی و مربیان» است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی؛ به لحاظ ابزار از نوع ارزشیابی و روش انجام آن، زمینه­ای است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه متخصصان برنامه‌ریزی­درسی و متخصصان کارآفرینی شاغل در دانشگاه‌های دولتی شهر تهران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران و مربیان شاغل در مراکز پیش از دبستان شهر تهران است که در دوره تربیت مربی کودک در مرکز جهاد دانشگاهی تهران در سال 92-93 شرکت کرده­اند. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه­بندی شده و در مجموع 208 نفرانتخاب شد. ابزار جمع­آوری داده­ها، پرسش­نامه محقق ساخته است که بر اساس الگوی برنامه درسی کارآفرینی طراحی و برای تجزیه و تحلیل داده­ها از شاخص­های آمار توصیفی و آمار استنباطی (خی دو) استفاده شده است. برای طراحی الگوی برنامه درسی کارآفرینی ابتدا مولفه‌های کارآفرینی شامل سه مولفه دانش، نگرش و مهارت استخراج و عناصر برنامه درسی شامل اهداف، محتوا، روش تدریس و روش ارزشیابی، بر اساس هر مولفه تنظیم گشت. نتایج کلی تحقیق نشان داد که: بر اساس الگوی برنامه درسی طراحی شده در این تحقیق، منظور از کارآفرینی برای کودکان پیش از دبستان فقط آموزش کسب و کار نیست، بلکه کارآفرینی به عنوان یک نگرش و سبک زندگی، در قالب الگوی برنامه درسی کارآفرینی و بر پایه سه مؤلفه اصلی دانش، نگرش و مهارت کارآفرینی برای کودکان پیش از دبستان طراحی شده و محورهای اصلی آن براساس و یژگی های رشدی کودکان از قبیل: خلاقیت، تمایل به کار و تلاش مستمر، کنجکاوی، پویایی و فعالیت مداوم، مثبت اندیشی، استقلال طلبی، میل به موفقیت و مسئولیت پذیری تنظیم شده است. همچنین نتایج ارزشیابی الگو براساس نظر متخصصان کارآفرینی، برنامه­ریزان درسی و مربیان درباره الگوی طراحی شده، مناسب بوده و آن را تایید کرده است. لذا براساس یافته‌های این تحقیق، آموزش کارآفرینی در قالب الگوهای برنامه درسی، از سنین قبل از دبستان، جهت زمینه سازی و پرورش کودکانی خودشکوفا، کارآمد و مستقل پیشنهاد شده است