دوره و شماره: دوره 1، شماره 3، بهار 1395 

بررسی موانع اجرای درس هنر از دیدگاه معلمان دوره ابتدایی شهر اصفهان

صفحه 1-15

https://doi.org/10.22054/soece.2017.7274

مینو طباطبایی، پروین عباسی، اعظم مرتهب

چکیده متأسفانه استفاده از درس هنر در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان در مدارس کشور ما بر خلاف مدارس کشورهای پیشرفته در ما کارنامه خوبی ندارد. یکی از نتایج سیستم فعلی آموزشی از بین رفتن استعدادها و خلاقیت‌های هنری دانش آموزان بویژه در دوران ابتدایی است. در توجیه این امر می‌توان گفت که هنوز جایگاه هنر و نقش پرورشی آن برای معلمان و مدیران مدارس روشن نیست، وگرنه به آن توجه بیشتری می‌شد. برای تحقیق در این مورد به موانع اجرای درس هنر از دیدگاه معلمان دوره ابتدایی در نواحی شش‌گانه شهر اصفهان پرداخته شد . نمونه آماری در این پژوهش 356 نفر از معلمان ابتدایی شاغل در شهر اصفهان در سال 92-1391 بودند که به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب با حجم با توجه به جنسیت انتخاب شدند. روش پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی انتخاب گردید. در این پژوهش از یک پرسشنامه‌ی محقق ساخته ی 45 سؤالی استفاده شده است. این پرسشنامه دارای روایی صوری و محتوایی بوده و پایایی آن به روش ضریب آلفای کرانباخ 871/0 به دست آمد. داده های حاصل از این پژوهش به وسیله‌ی آزمون‌های t تک نمونه‌ای، t برای دو نمونه‌ی مستقل و( F ) تجزیه و تحلیل واریانس تحلیل گردید. نتایج تجزیه و تحلیل‌های آماری نشان داد که نگرش منفی معلمان، کمبود معلم متخصص، عدم آشنایی معلمان با روش‌های مناسب تدریس، فقدان امکانات مناسب و ارزشیابی نامناسب از درس هنر، بیشتر از حد متوسط؛ عدم آگاهی مدیران مدارس از نقش هنر در حد متوسط؛ بی‌توجهی برنامه ریزان و مسئولین، و بی‌اطلاعی اولیای دانش‌آموزان از اهمیت درس هنر، کمتر از حد متوسط مانع اجرای درست درس هنر می‌شوند.

بررسی نظریۀ ذهن در کودکان پیش‌دبستانی: پیامدهای آموزشی

صفحه 17-33

https://doi.org/10.22054/soece.2017.7275

باقر غباری بناب، فرزانه معتمدی، معصومه حسنیه

چکیده نظریۀ ذهن به شخص اجازه می‌دهد افکار، آرزوها و نیات را به دیگران نسبت دهد، بتواند اعمال آنها را پیش‌بینی یا توصیف کند و نیات آنها را درک کند. این پژوهش با هدف بررسی نظریۀ ذهن در کودکان پیش­دبستانی انجام شده است. روش پژوهش پس‌رویدادی بود. در راستای دستیابی به هدف فوق، 60 کودک پیش‌دبستانی دختر و پسر 4، 5 و 6 سال به روش نمونه‌گیری در دسترس از مهدهای کودک و مراکز پیش‌دبستانی منطقه 6 شهر تهران انتخاب شدند و آزمون‌های تکالیف نظریۀ ذهن از طریق چهار آزمون تناظر یک‌به‌یک، خانۀ عروسک‌ها، بازگویی داستان و پیش‌بینی باور به صورت بازی با کودکان اجرا شدند و برای تحلیل آماری داده‌ها از آزمون مجذور خی استفاده شد. نتیجه تحلیل داده‌ها با استفاده از مجذور خی نشان داد که به طور کلی عامل سن در انجام دادن تکالیف نظریۀ ذهن در سطح خطای کمتر از 05/0 معنادار بوده است. بدین معنا که کودکان 4 سال، 5 سال و 6 سال عملکرد یکسانی نداشتند. به صورت معناداری 5 سال‌ها بهتر از 4 سال‌ها و 6 سال‌ها بهتر از 5 سال‌ها عمل کرده بودند. براساس یافته‌ها، اکتساب نظریۀ ذهن با افزایش سن امکان‌پذیر خواهد بود و با توجه به میزان آشنایی کودکان با ابزار آزمایش به علت تجارب روزانۀ زندگی، پاسخ‌های صحیح افزایش پیدا می‌کند. تحول نظریۀ ذهن پیامدهایی برای رشد مفهوم خود دارد و برای درک دنیای اجتماعی و تعاملات اجتماعی امری بنیادی محسوب می‌شود

چالش‌های اساسی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش ابتدایی

صفحه 35-49

https://doi.org/10.22054/soece.2017.7276

اسماعیل زارعی زوارکی، فردین سالمیان

چکیده هدف از این پژوهش بررسی چالش‌های اساسی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات از دیدگاه معلمان مقطع ابتدایی می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و روش انجام آن توصیفی- و از نوع زمینه‌یابی است. جامعه مورد مطالعه در این تحقیق کلیه معلمان مقطع ابتدایی ناحیه دو شهر تهران در سال تحصیلی93-94 می­باشند که از میان آن‌ها با روش نمونه‌گیری هدفمند، تعداد 265 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته شامل 40 سوال بود. به منظور تعیین روایی از نظر استادان و کارشناسان آموزش و پرورش استفاده گردید. میزان پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ و با استفاده از نرم‌افزار spss  معادل 92/0 تعیین گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها و شناسایی چالش‌ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که چالش‌های فراروی مدارس ابتدایی در حوزه‌ی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات شامل:  ضعف تجهیزاتی – فنی، ضعف فرهنگی، ضعف انگیزشی- آموزشی معلمان، ضعف زیرساخت‌های مدیریتی و برنامه­ریزی و ضعف مالی و اقتصادی می‌باشد.بنابراین مدارس ابتدایی باید با سیاستگذاری مناسب با این چالش ها مقابله کنند .

ویژگی‌های روانسنجی مقیاس نشانه‌شناسی مشکلات رفتاری- هیجانی در دانش‌آموزان مقطع ابتدایی

صفحه 51-66

https://doi.org/10.22054/soece.2017.7277

امید قاسمی، احمد خاکی

چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی روایی و پایایی مقیاس نشانه­شناسی مشکلات رفتاری- هیجانی (اضطراب، افسردگی، مشکلات سلوکی، اختلالات جسمانی) پرسشنامه شخصیت کودک سیاتل در جامعه دانش‌آموزان مقطع ابتدایی انجام شد. در این پژوهش تعداد 240 نفر از دانش­آموزان پایه­های سوم تا پنجم مقطع ابتدایی (شامل 100 دانش­آموز دختر و 140 دانش­آموز پسر) به شیوه نمونه­گیری چند مرحله­ای انتخاب گردید و افراد نمونه انتخاب شده به عبارات پرسشنامه پاسخ دادند. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش همسانی درونی محاسبه گردید. برای بررسی روایی پرسشنامه از روایی سازه استفاده گردید. برای بررسی تفاوت دختران و پسران در مقیاس­های پرسشنامه از آزمون t مستقل استفاده شد و برای بررسی تفاوت مقیاس­ها در پایه­های سوم تا پنجم ابتدایی از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 75/0 بدست آمد . این ضریب برای مقیاس اضطراب 74/0، برای مقیاس افسردگی 73/0، مشکلات سلوکی 64/0 و برای مقیاس جسمانی کردن 61/0 بدست آمد. برای ارزیابی کفایت برازش مدل از شاخص­های نسبت خی دو بر درجه آزادی، ریشه میانگین خطای برآورد، نیکویی برازش، برازندگی تعدیل­یافته، برازندگی نرم شده و برازندگی نرم نشده استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان می­دهد که مقادیر بدست آمده برای این شاخص­ها نشان می­دهد که در مجموع مدل تحلیل عاملی تاییدی در جهت تبیین و برازش از وضعیت مناسبی برخوردار است. در بررسی تفاوت دختران و پسران نتایج آزمون t مستقل نشان داد مشکلات سلوکی، افسردگی در دو گروه دختران و پسران با هم تفاوت معنی­دار دارد. اما در مقیاس اضطراب و جسمانی کردن معنی­دار نمی­باشد. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که بین دانش­آموزان پایه­های سوم تا پنجم مقطع ابتدایی در مقیاس‌های جسمانی کردن و افسردگی تفاوت معناداری وجود ندارد و در مقیاس­های اضطراب و مشکلات سلوکی این تفاوت معنادار می­باشد. به­طور کلی، یافته­های پژوهش بیانگر این است که مقیاس نشانه­شناسی پرسشنامه شخصیت کودک سیاتل از پایایی و روایی قابل قبولی در جامعه مورد بررسی برخوردار است و می­توان از آن به عنوان ابزاری برای سنجش شخصیت کودکان و مشکلات رفتاری در مقطع ابتدایی استفاده نمود .

ارزیابی محتوای کتاب مطالعات اجتماعی کلاس ششم دبستان از لحاظ میزان توجه به کلاه‌های تفکر ادوارد دوبونو

صفحه 67-94

https://doi.org/10.22054/soece.2017.7280

رضا جعفری هرندی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی کلاس ششم دبستان از نگاه شش کلاه تفکر خلاق ادوارد دوبونو به روش توصیفی، از نوع تحلیل محتوا انجام شد. جامعه پژوهشی، کتاب مطالعات اجتماعی کلاس ششم دبستان در سال تحصیلی 95-1394 است که با توجه به ماهیت موضوع پژوهش و محدودیت جامعه آماری از نمونه‌گیری صرف‌نظر گردید و کل جامعه آماری به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. ابزار اندازه‌گیری، چک‌لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بوده و نتایج پژوهش با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی در فرایند تحلیلی آنتروپی شانون مورد بررسی قرار گرفت. عمده‌ترین یافته‌های پژوهش بیان‌گر آن بود که کتاب مطالعات اجتماعی کلاس ششم دبستان 198 مرتبه به مؤلفه‌های تفکر خلاق، توجه کرده‌ که توزیع آن در مؤلفه‌های آمار و ارقام و واقعیت‌ها؛ احساسات، عواطف و حس ششم؛ قضاوت منفی و تظاهر به مخالفت؛ روشنایی و خوش‌بینی و برخورد سازنده و مثبت؛ تفکر خلاق، ایجاد انگیزه و حرکت؛ کنترل، خونسردی و رهبری به ترتیب 52، 37، 32، 26، 30، 21 فراوانی بوده است. همچنین در بین کلاه­های مختلف، کلاه اول با میزان بار اطلاعاتی 979/0 و ضریب اهمیت 180/0 بیشترین توجه و کلاه ششم با میزان بار اطلاعاتی 787/0 و ضریب اهمیت 145/0 کمترین توجه را به خود اختصاص داده بودند

اثربخشی بازی مشترک مادر- کودک بر کاهش اختلال دلبستگی دانش‌آموزان پسر دوره ابتدایی

صفحه 95-111

https://doi.org/10.22054/soece.2017.7281

سعیده سبزیان، حسینعلی مهرابی، مهرداد کلانتری

چکیده هدف از اجرای این پژوهش تعیین اثربخشی بازی مشترک مادر - کودک بر کاهش علائم اختلال دلبستگی دانش­آموزان پسر دوره ابتدایی شهر اصفهان بود. طرح پژوهش حاضر به صورت نیمه تجربی همراه با گروه گواه و با ارزیابی به صورت پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری بود، به این صورت که  تعداد 32 دانش­آموز پسر دارای نمره بالای اختلال دلبستگی، از مدارس ابتدایی شهر اصفهان با روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب و به شیوه تصادفی تعداد 16 نفر در گروه آزمایش و 16 نفر در گروه گواه گمارده شدند. آزمودنی­های گروه آزمایش یک دوره هشت جلسه­ای به صورت هفتگی با مشارکت مادران و بازی با کودک دریافت کردند، در حالی­که آزمودنی­های گروه گواه چنین مداخله­ای دریافت نکردند و در لیست انتظار قرار گرفتند. آزمودنی­های دو گروه با استفاده از فرم والد پرسشنامه اختلال دلبستگی راندولف مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که ارائه مداخله بازی مشترک مادر- کودک باعث کاهش 3/83% علائم اختلال دلبستگی در مرحله پس­آزمون و کاهش 9/78% این اختلال در مرحله پیگیری می­شود. براساس یافته­های این پژوهش می­توان نتیجه گرفت ارائه مداخله مبنی بر آموزش بازی مشترک مادر- کودک در کاهش علائم اختلال دلبستگی موثر بوده است و با استفاده از این روش مداخله­ای، می­توان در جهت کاهش شدت علائم اختلال دلبستگی و همچنین بهبود رابطه مادر و کودک استفاده کرد.