دوره و شماره: دوره 2، شماره 7، بهار 1396 

آسیب شناسی برنامه‌ها و فعالیت‌های آموزشی – تربیتی مراکز پیش از دبستان: یک پژوهش ترکیبی

صفحه 1-36

https://doi.org/10.22054/soece.2020.21380.1124

عنایت کریم زاده، عفت عباسی، مرجان کیان

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی آسیب­های برنامه­ها و فعالیت­های آموزشی- تربیتی مراکز پیش از دبستان (دولتی) است. روش پژوهش ترکیبی از نوع آمیخته اکتشافی است. جامعه پژوهش شامل مربیان دوره­ی پیش از دبستان شهر یاسوج بود. در مرحله کیفی تعداد 8 نفر از مربیان با روش هدفمند برای انجام مصاحبه­ نیمه سازمان‌یافته و در مرحله کمی تعداد 92 نفر از مربیان با استفاده از روش تصادفی خوشه­ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش در مرحله کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی محتوایی آن مورد تأیید متخصصین قرار گرفت. پایایی بر اساس ضریب آلفای کرنباخ 92/0 محاسبه شد. به‌منظور ‌تحلیل داده‌های حاصل از مصاحبه از شیوه مقوله‌بندی و کدگذاری و برای تحلیل داده­های کمی از آزمون فریدمن استفاده شد. یافته­ها نشان داد برنامه­های دوره پیش‌دبستانی دارای آسیب­هایی است؛ بنابراین برای حل این مسائل، اعمال برنامه­ریزی­ مداوم و بازنگری و نظارت بر فعالیت­های اجرایی دوره پیش‌دبستان امری ضروری است.

اثر بخشی نمایش خلاق بر اعتماد به نفس کودکان 6-5 سال

صفحه 37-60

https://doi.org/10.22054/soece.2020.15842.1097

حلیمه نعمت الهی، احمد برجعلی

چکیده هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی نمایش خلاق بر اعتمادبه­نفس کودکان 6-5 سال است. روش انجام پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل و مرحله پیگیری می­باشد. بر اساس نمونه­گیری هدفمند 30 نفر از کودکانی که نمرات اعتمادبه‌نفس آن‌ها در پیش‌آزمون از نقطه­ی 75% توزیع نمرات (نمره­ی 36) پایین­تر بوده به‌عنوان نمونه­ی پژوهش انتخاب شدند و به‌طور تصادفی به دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه هر جلسه یک ساعت در فعالیت­های نمایش خلاق شرکت داده شدند. جهت تحلیل داده­ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی تحلیل واریانس یک راهه با اندازه­گیری مکرر استفاده شد. اعتمادبه­نفس دو گروه در پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری (پس از گذشت 1 ماه از مداخله‌گری) با استفاده از پرسشنامه­ی اعتمادبه­نفس گنجی (1380)، اندازه­گیری شد. نتایج این پژوهش نشان داد که نمایش­خلاق بر افزایش اعتمادبه­نفس کودکان 6-5 سال مؤثر بوده است و همچنین نتایج نشان داد که تأثیر مداخله تا مرحله­ی پیگیری دوام نیافت.

مقایسه سبک‌های والدگری و خوداثرمندی والدینی مادران تک‌فرزند و چندفرزند گروه‌های سنی 12-6 ساله شهر بندرعباس

صفحه 61-74

https://doi.org/10.22054/soece.2020.20781.1120

فاطمه آورند، امین رفیعی پور، کبری حاجی علیزاده

چکیده تعداد فرزندان می‌تواند روی خانواده و والدین تأثیرگذار باشد. بنابراین این پژوهش با هدف مقایسه سبک‌های والدگری و خوداثرمندی والدینی مادران تک‌فرزند و چندفرزند گروه‌های سنی 12-6 ساله شهر بندرعباس انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع علی-مقایسه‌ای بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودکان سنین 14-6 سال شهر بندرعباس در سال 1395 بودند که در دو گروه مادران تک‌فرزند و چندفرزند قرار گرفتند و 90 نفر (هر گروه 45 نفر) به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای به کار گرفته‌شده، پرسشنامه خوداثرمندی والدینی (PSEQ) و پرسشنامه فرزندپروری آلاباما (APQ) بود. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (مانوا) و نرم‌افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد که بین مادران تک‌فرزند و چندفرزند در سبک‌های والدگری تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0 p>)؛ اما بین مادران تک‌فرزند و چندفرزند در خوداثرمندی والدینی تفاوت معناداری وجود دارد (29/21 F= و 05/0 p <) و مادران چندفرزند خوداثرمندی بالاتری دارند. با توجه به یافته‌های این پژوهش، به نظر می‌رسد افزایش تعداد فرزندان می‌تواند احساسی از شایستگی در فرایند فرزندپروری به والدین بدهد، اما تعداد فرزندان تأثیری بر سبک‌های والدگری ندارد.

تأثیر آموزش برنامه حل مسئله‌ی بر مهارت‌های اجتماعی کودکان پیش‌دبستانی

صفحه 75-96

https://doi.org/10.22054/soece.2020.33652.1171

کیوان کاکابرایی، شیرین امامی آل آقا

چکیده یکی از مهم‌ترین زمینه‌ها در قلمرو رشد کودکی، حوزه مهارت‌های اجتماعی است. مهارت حل مسئله میان فردی، روابط با همسالان در مدرسه را تسهیل می‌نماید و رویارویی مؤثر و موفق با موقعیت‌های پیش رو را با بهره‌گیری از مهارت مقابله‌ی کارآمد بر اساس آگاهی، استدلال، عقلانیت و تلاش فراهم می‌سازد. پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر آموزش برنامه حل مسئله بر بهبود مهارت‌های اجتماعی کودکان پیش‌دبستانی انجام شد. این مطالعه با روش شبه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان مقطع پیش‌دبستانی است که از طریق روش نمونه‌گیری در دسترس تعداد 30 نفر دانش‌آموز پیش‌دبستانی انتخاب و با انتساب تصادفی به دو گروه آزمایشی (15 نفر) و گواه (15 نفر) تقسیم شدند. در این پژوهش گروه آزمایشی به‌صورت گروهی، 10 جلسه یک ساعته تحت آموزش برنامه حل مسئله‌ی "من می‌توانم مشکل را حل کنم" قرار گرفتند. برای جمع‌آوری داده‌ها از فرم والدین و مربیان پرسش‌نامه­ی مهارت‌های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) استفاده شد. تحلیل داده‌ها از طریق تحلیل واریانس چند متغیری و نرم‌افزار SPSS نسخه 20 انجام گرفت. نتایج حاکی از آن بود درگروه آزمایشی، بین نمرات پیش‌آزمون- پس‌آزمون مهارت‌های اجتماعی تفاوت معناداری (001/0 p=) وجود دارد. کاربرد برنامه حل مسئله در بهبود مهارت‌های اجتماعی کودکان پیش‌دبستانی اثربخش است. لذا لزوم توجه به آموزش مهارت‌های حل مسئله، به‌عنوان بخشی از برنامه‌های مدارس به دلیل تأثیر آن بر مهارت‌های اجتماعی کودکان احساس می‌شود.

آسیب‌شناسی اجرای طرح ارزشیابی کیفی توصیفی در مدارس ابتدایی: یک مطالعه کیفی

صفحه 79-120

https://doi.org/10.22054/soece.2020.19318.1114

لیلا خزاِئی، عباسعلی غلامحسینی فریز هندی، پروین صمدی

چکیده هدف پژوهش حاضر، واکاوی اجرای طرح  ارزشیابی کیفی توصیفی در مدارس ابتدایی شهر نورآباد از دیدگاه مجریان برنامه درسی به‌منظور ارتقا کیفیت طرح است. نوع پژوهش کاربردی و روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی است. جامعه آماری پژوهش، معلمان مجری طرح ارزشیابی کیفی توصیفی مدارس ابتدایی شهرستان نورآباد و حجم نمونه شامل 13 نفر از معلمان مذکور است که بر اساس نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه (غیر ساختارمند) است. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل محتوای متن صورت گرفته است. پرسش پژوهش به دنبال بررسی چالش‌ها و آسیب‌های طرح ارزشیابی کیفی توصیفی است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است از دید معلمان آسیب‌هایی که باعث می‌شدند طرح از رسیدن به اهداف پیش‌بینی‌شده بازبماند عبارت‌اند از: روشن نبودن واژگان مقیاس‌ها، کمبود زمان آموزشی، تنوع ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات، امکان ارتقاء دانش آموزان ضعیف به پایه بالاتر، کافی نبودن کارگاه‌های ضمن خدمت در طول اجرای طرح، توجیه نشدن مدرسان کارگاه‌های آموزشی، توجیه نشدن والدین نسبت به طرح، کاهش حس رقابت و انگیزه، عدم تناسب حجم محتوا و مطالب کتاب‌های درسی با ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات و زمان آموزشی، روشن نبودن اهداف طرح، سلیقه‌ای شدن و مشکل بودن تفسیر اطلاعات در غالب مقیاس‌ها، سردرگم ماندن دانش آموزان در ورود به مقاطع بالاتر وعدم ارزیابی و گرفتن بازخورد در طول و پایان سال از معلمان.

اثربخشی استفاده از تقویت پته‌ای بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان پایه دوم ابتدایی

صفحه 121-136

https://doi.org/10.22054/soece.2020.14194.1089

احسان عظیم پور، جواد مصرآبادی

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی استفاده از تقویت پته‌ای (ژتونی) بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان پایه دوم ابتدایی در مدارس عادی انجام گرفت. روش انجام این پژوهش نیمه آزمایشی بوده و طرح پژوهشی مورداستفاده در این پژوهش، طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه‌های مقایسه است. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان پسر پایه دوم ابتدایی، سال تحصیلی 94-93 در شهر چایپاره (استان آذربایجان غربی) بود که تعداد 2 کلاس با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند به‌عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از آزمون محقق‌ساخته پیشرفت تحصیلی در دروس ریاضی، مهارت‌های نوشتاری و املا استفاده شد که دارای 30 سؤال (برای هر درس 10 سؤال) بود. تجزیه‌وتحلیل داده با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS 21 و با روش‌های آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) و تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد استفاده از تقویت پته‌ای در گروه آزمایش به‌طور معناداری نسبت به گروه کنترل باعث افزایش پیشرفت تحصیلی می‌شود. هم‌چنین، نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که گروه آزمایش، نسبت به گروه کنترل در متغیرهای پیشرفت ریاضی، پیشرفت مهارت‌های نوشتاری و پیشرفت املا دارای نمرات بالاتر و معنادارتری بودند؛ بنابراین استفاده آر تقویت پته‌ای در مدارس ابتدایی مخصوصاً پایه‌های پایین‌تر می‌تواند انگیزش لازم برای پیشرفت تحصیلی را در دانش‌آموزان به وجود آورد.

تدوین بسته آموزشی بومی تربیت جنسی کودکان دوره ابتدایی و بررسی اثربخشی آن بر رشد دانش و مهارت پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی

صفحه 137-154

https://doi.org/10.22054/soece.2020.42209.1219

ارزو حاجی قربانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین بسته آموزشی بومی تربیت جنسی کودکان دوره ابتدایی و بررسی اثربخشی آن بر رشد دانش و مهارت پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی انجام شده است. روش تحقیق از نوع آمیخته بود. مرحله اول پژوهش به روش کیفی از نوع نظریه داده بنیاد صورت گرفته است. در این مرحله مؤلفه‌های سازنده بسته آموزشی بومی تربیت جنسی شناسایی شد. در این مرحله، جامعه آماری شامل کلیه متخصصان روانشناسی کودک و روانشناسان تربیتی می‌باشد که از نظرات آن‌ها برای تدوین بسته‌های آموزشی استفاده شده است. تعداد 10 نفر به روش زنجیره‌ای انتخاب (گلوله برفی) شده‌اند. ابزار مورد استفاده این مرحله مصاحبه نیمه سازمان یافته بود. در مرحله دوم که بخش کمی پژوهش می‌باشد، به‌منظور بررسی اثربخشی آموزش از طرح شبه آزمایشی گروه‌های ناهمسان استفاده شد. جامعه آماری این مرحله شامل دانش آموزان دوره ابتدایی مناطق 1 و 2 شهر تهران هستند که با استفاده از روش در دسترس، دو مدرسه دخترانه انتخاب شدند و بسته آموزشی تهیه‌شده در این دو مدرسه اجرا شد. به‌منظور اندازه‌گیری این دو بعد (دانش و مهارت پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی) از آزمون محقق ساخته استفاده شده است. به‌منظور طراحی این پرسشنامه از مبانی علمی آگاهی جنسی کودکان، آسیب‌های احتمالی در این خصوص و ... و همچنین، نظرات متخصصین معرفی‌شده در مرحله اول استفاده شده است. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که سرفصل‌های به‌دست‌آمده از مرحله اول شامل آموزش حریم خصوصی مطابق با فرهنگ اسلامی ایرانی، آموزش هویت جنسی، آموزش بهداشت فردی، ارتباط با والدین، آموزش بلوغ، لزوم تفاوت محتوا و روش‌های آموزشی در گروه‌های سنی مختلف و استفاده از روش‌های آموزش متنوع و فعال است. به‌علاوه، داده‌های مرحله دوم با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره تجزیه‌وتحلیل شد. نتایج نشان داد که اجرای این روش‌ها توانسته دانش و مهارت پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی را در دانش آموزان افزایش دهد.