دوره و شماره: دوره 3، شماره 11، بهار 1397 

تاثیر اسباب بازیهای خلاقانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بر میزان خلاقیت کودکان دبستانی 7 تا 9 سال

صفحه 1-24

https://doi.org/10.22054/soece.2021.36639.1184

رویا مهرعلی، یزدان موحدی

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر اسباب‌بازی‌های خلاقانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بر میزان خلاقیت دانش‌آموزان مقطع دبستان پایه اول، دوم و سوم شهر اصفهان در سال 97-1396 است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش‌آزمون - پس‌آزمون با دو گروه آزمودنی کنترل و آزمایش بود. بدین‌صورت که یک گروه 15 نفره شامل دانش‌آموزانی که در جلسات بازی حضور داشتند (گروه آزمایش) و 15 نفر در گروه کنترل بودند. گروه آزمایش دانش‌آموزان دبستان پایه اول، دوم و سوم شهر اصفهان در سال تحصیلی 97-96 با روش نمونه‌گیری تصادفی انجام شد و بنا به درخواست پژوهشگر، گروه‌های آزمایش و کنترل از بین دانش‌آموزان سطح خوب، متوسط و ضعیف به‌صورت تصادفی توسط مربی آموزشی انتخاب شدند. برای سنجش خلاقیت از فرم ب پرسشنامه سنجش خلاقیت تورنس  استفاده شد و برای تحلیل ­­داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره انجام شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که بین میانگین نمره‌های پیش‌آزمون و پس‌آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد، به‌طوری‌که استفاده از اسباب‌بازی‌های خلاقانه باعث افزایش خلاقیت و مؤلفه‌های آن (سیّالی، ابتکار، انعطاف‌پذیری و بسط) گروه مورد آزمایش‌شده است. (P<./1)؛ و با توجه به تأثیرات مثبت اسباب‌بازی‌های خلاقانه در خلاقیت دانش‌آموزان که می­توان از این نوع اسباب‌بازی‌ها به‌عنوان یک وسیله سرگرمی، خلاقانه و آموزشی اثربخش برای کمک به دانش‌آموزان در زمینه خلاقیت استفاده نمود. همچنین می‌توان به جنبه‌های دیگر از جمله تجربه و مهارت‌ها در این اسباب‌بازی‌ها توجه نشان داد.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی تربیت مثبت مدرسه محور ویژه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی

صفحه 25-54

https://doi.org/10.22054/soece.2021.53575.1262

سما سادات، شهرام واحدی، اسکندر فتحی آذر، رحیم بدری گرگری

چکیده تربیت مثبت مدرسه محور سازه جدیدی است که رسالت آن، اصلاح و نهادینه‌سازی مفاهیم مثبتی همچون امید، شادی، بخشش، همدلی و خودتنظیمی از طریق آموزش دانش آموزان در مدرسه به‌عنوان محیطی مناسب جهت یادگیری ارزش‌ها و هنجارها است. هدف از پژوهش حاضر، تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی تربیت مثبت مدرسه محور ویژه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بود. روش پژوهش برای مرحله طراحی و تدوین بسته آموزشی، روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد سنتزپژوهی آمیخته بود. برای روایی یابی بسته، ضمن استفاده از روش روایی صوری، از روش روایی محتوایی به شیوه کیفی و کمّی با پانل خبرگان ١٤ نفری و از دو ضریب نسبی روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده شد. حداقل و حداکثر میزان ضریب نسبی روایی محتوا برای هر آیتم بسته ٧۵/۰ و ١ محاسبه شد. شاخص روایی محتوا برای کل بسته آموزشی٨٦/۰ به دست آمد. نتایج نشان داد بسته آموزشی تربیت مثبت مدرسه محور برای دانش آموزان پایه ششم ابتدایی از روایی صوری و محتوایی مناسبی بهره‌مند‌است و روایی لازم را برای کاربردهای آموزشی و استفاده پژوهشی دارد.

مقایسه اثربخشی بازی‌درمانی و آموزش مهارت‌های زندگی بر کاهش اضطراب اجتماعی کودکان پیش‌دبستانی

صفحه 55-76

https://doi.org/10.22054/soece.2020.49567.1242

مریم تمسکی، سهراب عبدی زرین

چکیده اضطراب اجتماعی از شایع‌ترین اختلالاتی است که در کودکان، مانع بسیاری از فعالیت‌ها می‌شود. به نظر می‌رسد مقایسه تأثیر بازی‌درمانی و مهارت‌های زندگی می‌تواند در کاهش یا مواجه این اختلال به کودکان پیش از دبستان کمک شایانی کند. پژوهش حاضر باهدف مقایسه کودکان مراجعه‌کننده به کلینیک‌های مشاوره و روان­شناسی با روش نیمه آزمایشی با پیش‌آزمون- پس‌آزمون با دو گروه آزمایش انجام شد که تعداد 30 کودک به‌به عنوان نمونه انتخاب‌شده و با تکمیل پرسشنامه، افرادی که بالاترین نمره اضطراب را داشتند انتخاب‌شده و در گروه‌های مختلف قرار گرفتند. تعداد نمونه 8 نفری در گروه متغیر مستقل اول (بازی‌درمانی) و تعداد 8 نفر در گروه متغیر مستقل دوم (آموزش مهارت‌های زندگی) و به مدت 8 جلسه 45 دقیقه‌ای انجام شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که میانگین نمرات پیش‌آزمون و پس‌آزمون در دو گروه بازی‌درمانی (p<0.01) و مهارت‌های زندگی (p<0.01) تفاوت معنی‌دار داشته است و بازی‌درمانی و مهارت‌های زندگی بر کاهش اضطراب اجتماعی (اختلالات اضطرابی و مؤلفه‌های آن) مؤثر بوده است و همچنین بین میانگین نمرات اختلالات اضطرابی دو گروه فقط در اضطراب جدایی تفاوت معنی‌دار وجود دارد (p<0.01) و در دیگر اختلالات اضطرابی تفاوت معنی‌داری یافت نشد و بازی‌درمانی تأثیر بسیار بیشتری بر اضطراب جدایی دارد.

توصیف و ترسیم سطوح ادراک معلمان مراکز پیش‌دبستان از نظریه سازنده گرایی

صفحه 67-122

https://doi.org/10.22054/soece.2020.12115.1076

مصطفی سالاری، حامد صالحی

چکیده مطالعات پشتوانه نظریه سازنده‌گرایی به‌عنوان یک نظریه یادگیری به تغییرات در نگرش و عمل بسیاری از افراد درگیر در فرایند یادگیری و تدریس منجر شده است. در همین راستا، مطالعه حاضر باهدف توصیف و ترسیم سطوح متفاوت برداشت و نگرش معلمان مراکز پیش‌دبستان نسبت به این نظریه و کاربست آن در کلاس درس انجام شده است. این مطالعه یک پژوهش کیفی با روش پدیدار نگاری بوده که برای جمع‌آوری داده‌ها، از روش مطالعه گروه‌های کانونی استفاده شد. جامعه موردمطالعه پژوهش شامل تمامی مربیان پیش‌دبستان شهر تهران در سال تحصیلی 95-94 بود که از طریق نمونه‌گیری هدفمند تعداد 9 تن از مربیانی دارای تحصیلات کارشناسی و کارشناسی‌ارشد علوم تربیتی گرایش آموزش پیش‌دبستان آشنا با نظریه سازنده‌گرایی انتخاب و در دو گروه کانونی قرار داده شدند. پس از یادداشت‌برداری و کدگذاری داده‌های به‌دست‌آمده از گروه‌ها، دیدگاه مربیان در پنج دسته شناختی- انفرادی، اجتماعی- فرهنگی، یادگیری از طریق فعالیت‌های ساخت‌یافته، یادگیری از طریق فعالیت‌های هدف-آزاد و یادگیری موقعیتی خلاصه شد. درنتیجه پیشنهاد شد که می‌توان به ترکیب این دیدگاه‌ها و نظرگاه‌ها در فرایند یاددهی-یادگیری پرداخت و انتظار داشت که به بهترین نحو شاهد حصول رشد فردی دانش آموزان پیش‌دبستانی بود.

بررسی رابطه بین مشارکت والدین درباره پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان (دختران) در پایه اول ابتدایی

صفحه 77-96

https://doi.org/10.22054/soece.2021.56192.1270

عنایت کریم زاده، مهدیه نوروزی، حسینعلی خیری نیا، عادل ظفری نژاد

چکیده این پژوهش به‌منظور بررسی رابطه بین مشارکت والدین درباره پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان (دختران) در پایه اول ابتدایی شهر (یاسوج)، با روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش را والدین دانش­آموزان دختر مشغول به تحصیل در پایه­ی اول ابتدایی شهر یاسوج که دارای مدرک تحصیلی فوق‌دیپلم و بالاتر بودند که طبق آمار اداره آموزش‌وپرورش شهر یاسوج تعداد آن­ها (300) نفر بود و از این جامعه آماری تعداد (169) نفر با استفاده از جدول نمونه­گیری کرجسی و مورگان با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای به‌عنوان نمونه آماری انتخاب و داده­های موردنیاز جمع­آوری گردید. روایی پرسشنامه مشارکت والدین توسط متخصصان و اساتید مورد تأیید و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر مجموع متغیرها 76/0 به دست آمد. داده­ها با استفاده از روش­های آمار توصیفی و استنباطی (آزمون کولموگوروف اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن)، تجزیه‌وتحلیل گردید. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد بین مشارکت والدین در آگاهی از پیشرفت تحصیلی فرزندانشان در مؤلفه­های (نظارت والدین و پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان، همکاری والدین و فعالیت‌های مدرسه، ارتباط بین والدین و معلمان در رفتار و عملکرد دانش­آموزان)، رابطه معناداری وجود دارد.

اثربخشی برنامه‌ی تلفیقی آموزش مهار اضطراب بر کاهش اضطراب امتحان دانش‌آموزان

صفحه 123-144

https://doi.org/10.22054/soece.2020.39358.1204

نرگس پورطالب، میرمحمود میرنسب، رحیم بدری گرگری

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تلفیق مداخله‌های شناختی، رفتاری و تربیتی، بر کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان انجام شد. طرح پژوهش شبه آزمایشی و از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان دختر پایه ششم در شهر تبریز تشکیل می‌دادند. نمونه موردنظر از طریق روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای، به تعداد 60 نفر با استفاده از آزمون اضطراب امتحان اشپیلبرگر انتخاب شدند و به شکل تصادفی در گروه‌های آزمایش و کنترل (در هر گروه 30 نفر) جایگزین شدند. بعد از ارائه، برنامه آموزشی در 14 جلسه، یک هفته بعد، از گروه‌ها پس‌آزمون به عمل آمد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که بین گروه‌های آزمایش و کنترل در پس‌آزمون، تفاوت معناداری وجود دارد. با توجه به یافته‌ی این پژوهش، می‌توان گفت، تلفیق برنامه‌های درمانی، بر کاهش اضطراب امتحان مؤثر است. استلزام‌های این مطالعه برای انجام پژوهش‌های آتی در قلمرو مداخله‌های تلفیقی برای کاهش اضطراب امتحان موردبحث قرار می‌گیرند.

اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی بر مبنای هوش چندگانه بر بهبود عملکرد (هوش) کودکان پیش‌دبستانی شهر تهران

صفحه 145-162

https://doi.org/10.22054/soece.2020.38775.1203

سحر تیماج چی، معصومه سادات ابطحی

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر اثربخشی آموزش مهارت زندگی بر مبنای هوش چندگانه بر بهبود عملکرد (هوش) کودکان پیش‌دبستانی تهران می‌باشد. این پژوهش بر حسب هدف تحقیقی کاربردی است و روش تحقیق نیمه‌آزمایشی با گروه پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل می‌باشد. جامعه­ی آماری پژوهش شامل نوآموزان پیش‌دبستانی (5 الی 6 ساله) منطقه دو شهر تهران و روش نمونه‌گیری در دسترس است که حجم نمونه، 24 نفر تعیین شد. پرسشنامه هوش گاردنر برگرفته از ابعاد هوش کودک (شامل منطقی ـ ریاضی، فضایی، زبانی ـ کلامی، بدنی ـ جنبشی، میان‌فردی، درون فردی، موسیقیایی، طبیعت‌گرا) که شامل 80 سؤال می‌باشد و این پرسش‌نامه‌ها توسط محقق و به کمک مربیان کودکان تکمیل شده است. داده‌های حاصل با تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه‌وتحلیل شد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که آموزش مهارت‌های زندگی بر مبنای هوش چندگانه بر بهبود عملکرد (هوش) کودکان پیش از دبستان اثر معناداری دارد.